تبليغاتX
تقدیم به ساناز عزیز

تقدیم به ساناز عزیز
فقط بخاطر تو


عشق مرگ نیست زندگی است. سخت نیست عین سادگی است. عشق عاشقانه های باد وگندم است . اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است. زندگی زیباست حتی اگر کور باشی ؟ خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی؟ اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 14:0 توسط قاسم |


عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني...
دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم...
درد دل خواهم کرد بي هيچ کلامي...
در آغوشت قرار خواهم گرفت بي هيچ کلامي...
در آغوشت خواهم ماند بي هيچ کلامي...
شايد احساسم اينگونه نميرد

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 12:6 توسط قاسم |


وای باران بارن

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما چه کسی نقش تو را خو اهدشست

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران پر مرغان نگاهم راشست

رفته ای و اینک هر سبزه وگل

سوگواران توانند

در دلم آرزوی آمدنت می میرد

رفته ای اینک اما ایا؟

باز میگردی؟

چه تمنای محال....خنده ام میگیرد

و چه رویاهایی که تبه گشت و گذشت

و چه پیوند صمیمیتها که به آسانی یک رشته گسست

چه امیدی چه امیدی

چه نهالی که نشاندم من و بی بر گردید

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به یک لبخندی فاصله را برداری

تو تو انایی بخشش داری

دستهای تو توانایی ان را دارد

که مرا زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشند              شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا                       سطر برجسته ای از زندگی من هستی

چه کسی خواهد دید

مردنم را بی تو

بی تو مردم مردم

گاه می اندیشم           خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید

ان زمان که خبر مرگ مرا میشنوی 

کاشکی روی تو را میدیدم

شانه بالا زدنت را بیقید

و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد                  عاقبت مرد افسوس

من به خود میگویم

چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد

تو به اندازه تنهایی من خوشبختی

                                            من به اندازه زیبایی تو غمگینم

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 8:57 توسط قاسم |


پاک و آبی مثل شیشه

قلب تو باشه همیشه

برای یه لحظه لبخند

تک و تنها دل نمی شه

شیشه های خونه ما

شیشه های مات از غم

شیشه های دل شکسته

سنگ غم شکسته از درد

خاطرات روی شیشه

وقتی شیشه ها بخارن

چه قشنگه با تو اما

بنویسم از نگاهم

یکی گفت شیشه ها اما

قلبی تو سینه ندارن

سنگ و سردن مثل یخ ها

چاره ای جز این ندارن

ولی اما توی سرما

توی برف و توی کولاک

وقتی شیشه ها بخارن

یه غمی تو سینه دارن

می نویسم روی شیشه

خاطرات تو و اون روز

روزای با تو و ابری

مثل باریدن هر روز

می نویسم که تو رو باز

می بینم میون خوابم

می دونی مثل قدیما

عاشق سیب گلابم

می نویسم با همبن دست

روی این بخار شیشه

با تموم جون و دل باز

هنوزم عشقت رو دارم

ولی اما چه عجیبه

شیشه ها که دل ندارن

شیشه های مات و مبهوت

شیشه ها که غم ندارن

چرا پس گریه می کردش

شیشه شکسته گاهی

وقتی از دلم می گفتم

روزگاری , خاطراتی

می دونی یه رازی امشب

شده افشا روی شیشه

راز دلشکستگی ها

میون من و یه شیشه

کی می گه قلبی ندارن

شیشه ها میون سینه

کی می گه عشقی ندارن

مثل آدم دل شیشه

برای یه لحظه لبخند

من و شیشه غرق نوریم

غرق احساس دوباره

مهمون یه آسمونیم

رنگ شیشه ها خیاله

پشت شیشه ها نگاهه

بنویس حرف دلت رو

تا که شیشه ها بخاره

حرف دل من

سانازعاشقانه دوستت دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 15:57 توسط قاسم |


هر دلی کان به عشق مایل نیست

 حجره دیو دان، که آن دل نیست

 دل بی‌عشق، چشم بی‌نور است

 خود ببین، حاجت دلایل نیست

 بی‌دلان را جز آستانه عشق

در ره کوی دوست منزل نیست

 هرکه از عشق بی‌خبر باشد

 اندرین ره، به سان کورباشد

 آب در میوهٔ خرد عشق است

 بلکه آب حیات خود عشق است

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 13:32 توسط قاسم |


عشق يعني يك سلام و يك درود

  عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني يك شقايق غرق خون

 عشق يعني زاهد اما بت پرست

 عشق يعني همچو من شيدا شدن

 عشق يعني آب بر آذر زدن

 عشق يعني عالمي راز و نياز

 عشق يعني با پرستو پرزدن

 عشق يعني رسم دل بر هم زدن

  عشق يعني اشك حسرت ريختن

 عشق يعني شب نخفتن تا سحر

  عشق يعني مستي و ديوانگى

 عشق يعني آتشي افروخته

 عشق يعني با گلي گفتن سخن

 عشق يعني معني رنگين كمان

 عشق يعني شاعري دلسوخته

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني لحظه هاي التهاب

 عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

 عشق يعني ديده بر در دوختن

 عشق يعني در فراقش سوختن

 عشق يعني انتظار و انتظار

 عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني با جهان بيگانگى

عشق یعنی

ساناز

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387 9:46 توسط قاسم |


زیباست این زندگی با تو ، فقط با تو !
 
زیباست لحظه های عاشقی ، با تو ، تنها در کنار تو!
 
زیباست لحظه غروب ، با تو ، فقط به یاد تو!
 
آن لحظه که با تو هستم ، بهترین لحظه زندگی ام است که دلم نمیخواهد آن لحظه بگذرد!
 
دلم میخواهد آن لحظه که در کنار تو هستم هیچگاه به پایان نرسد!
 
زیباست این زندگی در کنار تو ، فقط با عشق تو!
 
زیباست لحظه ای که در زیر باران قدم میزنم ، یا با تو و یا به یاد تو!
 
این زندگی زیباتر از گذشته میگذرد چون با تو و عاشق تو هستم!
 
این لحظه ها عاشقانه تر از همیشه میگذرد ، چون با تو و به یاد تو هستم!
 
خوشبخت است این قلب عاشق من ، چون تنها تو را دوست دارد!
 
تنها تو را ، فقط تو را ، با تو می ماند ، عاشقانه می ماند و هیچگاه تو را تنها نمیگذارد!
 
میگویم دوستت دارم چون لایق این دوست داشتنی ، فقط تو لایق این عشق بی پایان منی!
 
می گویم با تو می مانم ، عاشقتر از همیشه ،

فقط با تو ، چون تنها تو سرپناه این قلب عاشق منی !
 
عشق من و تو ماندگار است ، تا ابد ، برای همیشه ، فقط با هم ، تنها در کنار هم!
 
زیباست کلام عشق ، شیرین است لحظه های با تو بودن ، فقط با تو ، و آن قلب مهربان تو!
 
عشق من و تو برای همیشه در خاطره ها و یادها می ماند ، یک عشق ابدی و بی پایان!
 
لبخند عشق همیشه بر لبان من جاریست ، فقط با تو ، و به عشق تو!

+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387 13:0 توسط قاسم |


تو مرا می فهمی
من تو را می خواهم

وهمین ساده ترین قصه یک انسان است

تو مرا می خوانی

من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم

و تو هم می دانی

تا ابد در دل من می مانی

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 8:53 توسط قاسم |


رفیق من سنگ صبور غمهام              به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم             چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونمو دلزده از لیلیا                        خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی                    پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور                        خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست                       موندی و راه چاره نیست

 

اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

 

تنهای بی سنگ صبور                      خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست                    موندی و راه چاره نیست

اگر بیای همونجوری که بودی            کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده               هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه                   هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشقو امید          همیشه محتاجه به نور خورشید

تنهای بی سنگ صبور                        خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست                      موندی و راه چاره نیست

 

اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

 

تنهای بی سنگ صبور                            خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست                          موندی و راه چاره نیست

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 10:52 توسط قاسم |


ماه در میاد که چی بشه
میخواد عزیز کی بشه
ماه در میاد چکار کنه
باز آسمون رو تار کنه
نمی دونه تو هستی
بجای اون نشستی
نمی دونه تو ماهی
تو که رفیق راهی
عجب حکایتی شده
فکر تو عادتی شده
که از سرم نمیره
که از سرم نمیره
عجب روایتی شده
عشقت عبادتی شده
خدا ازم نگیره
خدا ازم نگیره
ماه در میاد که چی بشه
میخواد عزیز کی بشه
ماه در میاد چکار کنه
باز آسمون رو تار کنه
نمی دونه تو هستی
بجای اون نشستی
نمی دونه تو ماهی
تو که رفیق راهی
یه ماه می خواستم که دارم
ای ماه شام تارم
تویی رفیق راه من
ای غنچه ی بهارم
یه ماه می خواستم که دارم
ای ماه شام تارم
تویی رفیق راه من
ای غنچه ی بهارم
ماه در میاد که چی بشه
میخواد عزیز کی بشه
ماه در میاد چکار کنه
باز آسمون رو تار کنه
نمی دونه تو هستی
بجای اون نشستی
نمی دونه تو ماهی
تو که رفیق راهی
عجب حکایتی شده
فکر تو عادتی شده
که از سرم نمیره
که از سرم نمیره
عجب روایتی شده
عشقت عبادتی شده
خدا ازم نگیره
خدا ازم نگیره
ماه در میاد که چی بشه
میخواد عزیز کی بشه
ماه در میاد چکار کنه
باز آسمون رو تار کنه
نمی دونه تو هستی
بجای اون نشستی
نمی دونه تو ماهی
تو که رفیق راهی

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387 0:10 توسط قاسم |